اعترافات ابطحی و عطریانفر

بسم الله

سلامی چو بوی خوش دوماه تاخیر!!

این دوماه اخیر عیرغم اینکه دوماه از ملتهب ترین و خبرسازترین روزهای تاریخ انقلاب رو می گذروندیم ولی من فرصتی پیدا نکردم برای آپ کردن مطلب سری به وبلاگ بزنم پس باید تبعاتش رو هم قبول کنم! افت شدید مخاطب!!

بگذریم دوستان می دونن که توی این مدت حسابی گرفتار بودم

این مطلب رو برای هفته نامه رسانه جنوب نوشتم و همزمان توی وب هم می گذارمش..

اعترافات ابطحی و عطریانفر

فرضیه ها و نتیجه ها

 

این روزها بعد از پخش اعترافات تکان دهنده و تاثر برانگیز دو تن از رادیکال ترین چهره های سیاسی دوم خردادی در دادگاه اغتشاشات اخیر، نه فقط مخاطبان عام رسانه های داخلی که حتی خبرگزاری های خارجی و طرفداران پر و پا قرص طیف سیاسی اصلاح طلب انگشت به دهان مانده اند و بازار تحلیل ها و تائید و تکذیب ها رونق گرفته است.

آنچه البته جالب توجه است و برای بسیاری از افراد نیز محل سوال شده این است که چه شده است که محمدعلی ابطحی که خودش و شخصیتش به عنوان یک روحانی اصلاح طلب که مشهور به رادیکال بودن و رفتارها و اظهارنظرهای شاذ و ساختارشکن بوده و جزء حافظان اسرار شخصیت هایی مثل محمد خاتمی و مهدی کروبی است و وبلاگ معروفش پر است از مطالب و عکس هایی که با خواندنش به هیچ وجه بوی پایبندی به اسلام و ارزش های نظام به مشام نمی رسد از یک سو و محمد عطریانفر به عنوان مولتی میلیاردری که وظیفه ی پشتیبانی مالی و امکاناتی از تیم های تبلیغاتی و رسانه ای جریان تجدید نظر طلب در ایران را داراست و در سوابقش صاحب امتیازی و مدیر مسئولی روزنامه ی شرق و هفته نامه ی شهروند امروز و عضویت تاثیرگذار در شورای مرکزی کارگزاران سازندگی را دارد، با یک اتراق 20 روزه در بازداشتگاه لب به اعتراف گشوده سخنانی که هرگز انتظارش از آنان نمی رفت را بیان می کنند و محکم بر طبل رسوایی خواص نامداری می کوبند که در امتحان این روزها نمره ی مردودی گرفته اند.

از وقتی که این زلزله ی سیاسی جریان دوم خردادی را به شدت لرزاند جدا از عده ای که با روحیه ی حق گرایی مطالب را دنبال و گاه پشت دست پشیمانی می گزیدند سردمداران جریان شکست خورده در انتخابات های اخیر سعی کردند از تک و تا نیفتند و تاکتیک هایی را برای بی اثر کردن اظهارات ابطحی و عطریانفر اجرا کنند که سناریوی مضحک قرص و شکنجه و اعتراف جبری و اقرار مصلحتی از این دست بود.

اما از این موضوع که بگذریم می توان دو فرضیه ی کلی را برای این اظهارات و چرخش مواضع در افرادی مثل ابطحی و عطریانفر و ... در نظر گرفت و بر مبنای آن به طور تقریبی ادامه ی ماجراها و جریان سازی های مثلث هاشمی، خاتمی و موسوی را حدس زد.

در فرض اول می توان فرض کرد و امیدوار بود که این دو تن صادقانه و از روی وجدان خود از فرصت چند روزه ی تنهایی در زندان به دور از هیاهوهای فضای ملتهب جریان اصلاح طلب برای تفکر و بازگشت به اظهارنظرها و اعمال خود استفاده کرده اند و احیانا به وسیله ی لطف بی حد و حصر حضرت حق متوجه بخشی از اشتباهات خود شده اند و مانند افرادی مثل احسان طبری و ... در اعتقادات خود به بن بست رسیده اند و یا اصولا به هر دلیل دیگر از جمله ترس از رو شدن اتهامات دیگر و بزرگتر، تصمیم به اعتراف گرفته اند و بخشی از حقایق را در مورد کودتاگران شکست خورده مطرح کرده اند که این فرضیه و جوانبش هم به صلاح نزدیک تر است و هم شواهد و قرائن به صحت این فر نزدیک تر است.

در این حالت پس از خروج از زندان و ادامه افشاگریها و اعترافات دستگیر شدگان جریان دوم خردادی که هم اکنون نیز به شدت تیر خورده و عصبانی است شروع به تکفیر و طرد این افراد کرده و اصل این مطلب بر عناد و عصبانیت موسوی (که از دست دادن کنترل خود در حالت عصبانیت ویژگی اوست) و خاتمی و هاشمی خواهد شد. هر چند احتمال می رود هاشمی رفسنجانی (به عنوان کسی که تبحر خاصی در اتخاذ و چرخش مواضع طبق شرایط و منافع دارد) خود سریعتر از سایرین راهی را برای بازسازی وجهه خود خواهد یافت و هر چند این بازسازی برای وی آسان نخواهد بود اما به هر ترتیب که شده از جمله استفاده از احساسات مردم در نماز جمعه فکری برای عواقب اعترافات امثال ابطحی خواهد کرد.

محمد خاتمی هم تکلیفش مشخص است، او هر کار بکند و هر ایده ای داشته باشد انتخابات آینده ی ریاست جمهوری را از ذهن پاک نمی کند و احتمالا بیشتر مراقب گفتار و رفتار خود خواهد بود.

اما در این میان فرضیه ی دومی هم وجود دارد که هر چند از نظر درصد احتمال نسبت به فرض اول اعتبار چندانی ندارد لیکن بی جهت نیست آن را نیز بررسی کنیم.

در این فرض طبق ادعای مضحک و مذبوحانه ی موسوی، خاتمی و رسانه ها و سردمداران تجدید نظر طلب که دست بر قضا انطباق عجیبی نیز با بیانیه های رسمی آمریکا و انگلیس و رسانه هایشان مثل بی بی سی و صدای آمریکا دارد، فرضیه ی اعتراف مصلحتی و جبری را می پذیریم.

این فرض که البته صراحتا توسط ابطحی و عطریانفر رد شد و حتی عطریانفر در واکنش به این اتهام خاطره ی زندان های رژیم طاغوت را یادآوری کرد و گفت «من اگر اهل ترس و اعتراف های مصلحتی بودم باید در زندان های زمان شاه مصلحتا اعتراف می کردم», مبتنی بر این است که ابطحی و عطریانفر به خاطر اینکه چند روز زودتر از زندان آزاد شوند و یا از ترس حکم کیفری دادگاه که طبق قانون برای متخلفین و مجرمین صادر می شود عجالتا لب به سخنانی گشوده اند تا به محض رهایی از بند قانون مواضع گذشته خود را حفظ و راهشان را ادامه دهند.

برای درک عاقبت همچنین رویه ای کافیست خودمان را جای جوانانی بگذاریم که چندین روز به خاطر تبعیت از جریانی که امثال ابطحی و عطریانفر سردمداران آن هستند در خیابان بوده اند و خود را به خطر انداخته اند، حالا فهمیده اند جلودارانشان آنقدر بی بته و بزدل بوده اند که با 20 روز ماندن در زندان عطای اصلاح طلبی و حرف های ظاهر فریب خودشان را در روزنامه و سایت هایشان را به لقایش بخشیده اند و به آرمان و هدف! خود که مبارزه با انقلاب و دولت احمدی نژاد بوده پشت پا زده اند!! این جوانان چه حسی پیدا خواهند کرد؟!

اگر این بخش از مردم که مدتی را به هر دلیل طرفدار این طیف بوده اند کمی نیز به شکنجه های وحشیانه ی رژیم منحوس پهلوی و آزارها و اذیت هایی که به آزادگان سرافراز ما در زندان های صدام فکر کنند و مقایسه ای سرانگشتی بین متولیان جبهه ی دوم خرداد و بزرگان و پیشکسوتان جریان اصیل انقلاب و میزان پایبندی آنان به حفظ اسرار و مواضع شجاعانه شان در مقابل بازجوها و دژخیمان رژیم های خونخوار دچار سرخوردگی بزرگی خواهند شد که رویگردانی و ضدیت غالب طرفداران این جریان کمترین تبعات آن است.

لذا در هر دو فرض جریان غربگرا و بریده از اصل انقلاب خاسر خواهد بود و راهی جز زوال و پراکندگی و یا بازگشت به آرمان های اصیل انقلاب و رهنمودهای امام امت و رهبری حکیم انقلاب نخواهند داشت. امثال موسوی، خاتمی و هاشمی باید از امتحانی که در آن مردود شدند درس بگیرند وگرنه همچنان شکست خوردگان عرصه ی امتحانات سخت خواهند بود.

                                                                          

/ 9 نظر / 15 بازدید
محمد

سلام تحلیل جالبی بود. ممنون

علمدار صبح

جنبش مردمی ایران علیه قانون گریزی سلام . همونطور که میدونید در اغتشاشات اخیری که بعد از انتخابات در بعضی از شهر های کشورمن رخ داد و متاسفانه موجب خسارت جانی و مالی عده زیادی از مردم عزیز کشورمون شد آقایان موسوی ، خاتمی و کروبی از اصلی ترین متهمان این اتفاقات هستند که با برگزاری تجمعات غیر قانونی و تشویق عده ای معدود سبب بروز این حوادث تلخ شده اند . لذا پایگاهی مردمی ایجاد شده تا تمامی هموطنان عزیز با رجوع به آن خواستار محاکمه ی سران اغتشاشات شوند . حتما مراجعه کنید و نظرتون رو اعلام کنید http://mojeghanoon.com

از الف

این کامنت سلام به روزم رو خودت برای خودت گذاشتی؟!

بهار

سلام مطلبتونوخوندم چند نکته به ذهنم امد که خدمتتون کوتاه عرض می کنم :ا-بااجازه شما تیتر این مطلب راحدس ها وگمان هامیذارم ،تفاوت فرضیه باحدس این است که فرضیه براساس مستندات است وحدس ساخته ذهن است وزیاد مستدل نیست که درنوشته شما مشهود است2-مادرمقابل حرفی که میزنیم مسئولیم چه برسد مطلبیکه در روزنامه برای اذعان مردم مینویسیم؟؟؟؟؟؟؟؟ ادامه دارد..

بهار

ادامه مطلب)ووظیفه داریم هوشیارانه عمل کنیم ودراخربه امید انکه دغدغه های مادغدغه هایی باشه تاراه رابرای خودمون ودیگران روشن ترکنه نه تیره تر

علمدار صبح

سلام علیک عید مبارک . طاعاتتون قبول درگاه حق شرمنده میخواستم تماس بگیرم یادم رفت . از قبل دعوت بودیم دانشگاه نمیشد بیام . ممنون به روز نمیکنی ؟

علمدار صبح

سلام علیک عید مبارک . طاعاتتون قبول درگاه حق شرمنده میخواستم تماس بگیرم یادم رفت . از قبل دعوت بودیم دانشگاه نمیشد بیام . ممنون به روز نمیکنی ؟

خودم در پاسخ به بهار

سلام ممنون از کامنت من هم امیدوارم دغدغه هامون از چارچوبهای عقلی خارج نشه فرض تا آنجا که من می دونم می تونه شامل همه حالتهای ممکن یک مسئله باشه ضمنا مطلب من مستند به شواهد و قرائنه که روزنامه های دوم خردادی و مواضعشون در مورد اعترافات یکی از اون شواهده