سیاست عین دیانت

: یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٩:

.: یـادداشـتـهـای مجـیـد مـنـادی

سالگرد پیروزی جمهوریت و اسلامیت بر دیکتاتوری

هفته قبل نماز جمعه عظیم تهران در حرم امام حاشیه های مهمی داشت که باید بهشون پرداخته بشه اما این روز ها سالگرد انتخابات دهم و شروع ماجراهای بعدیشه... این مطلب رو اومد به ذهنم که بنویسم....

بازم وقتی فکر می کنم اگر رهبری یک قدم عثب نشینی کرده بود چه سنتی توی جمهوری اسلامی باب می شد می بینم فقط می تونم با یک شیرجه درست و حسابی و یک سجده شکر خدا رو شکر کنم بر نعمت وجود آقا...

سالگرد پیروزی جمهوریت و اسلامیت بر دیکتاتوری

عموم مردم جامعه یادشان هست که پارسال در چنین روزهایی در شهر و استان و کشور ما فضای داغ انتخاباتی حاکم بود و نشاط سیاسی در بین آحاد جامعه خصوصا جوانان و نوجوانان از فعالیت ها و تلاش ها و تبلیغات و تجمعات انتخاباتی هویدا بود.

سر هر کوچه و خیابان ستادهای انتخاباتی مشغول فعالیت بودند و هر کس سعی داشت نام کاندیدای خود را بیشتر مطرح کند، جدا از مردم که همه با نیت بهبود اوضاع جامعه طبق تشخیص خود، هر کدام به یک شخص متمایل بودند و دوست داشتند نام او را به عنوان رئیس جمهور منتخب بشنوند یک ویژگی دیگر هم در انتخابات سال گذشته بود.

همه ی جناح ها و احزاب و تشکل های سیاسی به نوعی در مقابل جریان ارزشی و رئیس جمهور محبوب آن قرار گرفته بودند و هر کدام به نوعی و از دیدگاه خود برای عدم انتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد تلاش می کردند.

جالب اینکه رسانه های خارجی و دولت های غربی هم همه ی پتانسل خود را برای همین هدف مشترک به میدان آورده بودند و کأنه این انتخابات را انتخاب مرگ و زندگی خود نیز می دانستند. در این ایام بود که ناخدای کشتی انقلاب نیز در هر فرصت به تبیین ویژگی های مورد نیاز یک شخص برای ریاست جمهوری در نظام مقدس جمهوری اسلامی می پرداختند.

در این ایام بود که صحنه گردانان اصلی ستاد دو کاندیدای اصلاح طلب که شکست را حتمی می دیدند، طرحی را با دو رویکرد کلید زدند؛ از طرفی بحث القای تقلب را پیش کشیدند تا ذهن ها را برای اهداف برنامه ریزی شده شان آماده کنند و از سویی با نظرسازی های متفاوت و زنجیره ای کاندیداهای خود را از هم اکنون در باتلاق توهم غرق کنند تا در هر صورت پس از انجام انتخابات شورش ها و اغتشاش ها که قطعا از پیش دیده شده بود، انجام شود.

نکته قابل توجه دیگر آنکه در این ایام نامه ی غیر محترمانه ی هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب هم منتشر شد و موجی از امید را به جبهه شکست خوردگان سیاسی در داخل و خارج منتقل کرد. هاشمی در این نامه با مقایسه بنی صدر و احمدی نژاد نسبت به عواقب افشاگری های وی هشدار داد.

کارشناسان سیاسی همان زمان این اقدام را شروع رسمی اغتشاش و شورش ارزیابی کردند و این حرکت هاشمی را قطعه ای از یک پازل هماهنگ دانستند.

یکی از نشانه های این موضوع این بود که نامه ی هاشمی قبل از رسیدن به دفتر انقلاب در رسانه ها منتشر شد، یعنی اصلا هدف آقای هاشمی نامه به رهبری نبوده بلکه پیامی بود که باید برای مخاطبان خاص خود مخابره کند.

به هر حال انتخابات با یک نتیجه ی قاطع به پایان رسید اما قبل از اتمام آن یک کاندیدا قاعده ی بازی را به هم زد و خود را رئیس جمهور خواند.

موسوی با همان روحیه ی خاص خود خواستار ابطال انتخابات شد و اینجا بود که نظام و رهبری در عرصه امتحان حفاظت از رأی مردم و یا عقب نشینی در برابر خواسته ی نامشروع قرار گرفتند.

رهبر انقلاب با صلابت حکیمانه از ولایت استفاده کردند و مهلت شکایات را تمدید کردند اما هنگامی که کاندیداهای شکست خورده از پیگیری قانونی امتناع کردند، خواستند با آوردن طرفداران فریب خورده برای اجرای قانون هزینه ایجاد کنند، اینجا بود که باز هم درایت رهبری در نماز جمعه آب پاکی را روی دست ضد انقلاب و منافقین ریخت.

آری، نظام بر آراء مردم استوار ماند تا جمهوریت و اسلامیت همچنان دو ویژگی حقیقی و منحصر به فرد نظام جمهوری اسلامی باشند.

نکته مضاعف:

اولا:کتفم به لطف خدا خیلی بهتره... انشاالله این هفته هم یه عمل دارم که بعدش دیگه قالش کنده میشه و مثل آدم به کار و زنگیمون میرسیم!!! (دوباره انشاالله)

ثانیا:دارم خودم رو آماده ی یه سفر می کنم... چه سفری؟ توی پست بعد خواهم گفت. فقط بگم که اسم اون پست دعوت هستش...

نوشته شده در یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٩ و ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ توسط : مجـیـد مـنـادی

نظر دیگران() || [بالای صقحه]


یادداشت

: یکشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٩:

.: یـادداشـتـهـای مجـیـد مـنـادی

فرصتی که دوباره به من داده شد ...

بسم الله

الان که دارم وبلاگ رو آپ می کنم دقیقا 23 روز از حادثه ای که به نوبه ی خودش واسه من یه مبدا تاریخی تو زندگیم محسوب میشه می گذره...

لطف خدا و البته حکمت اوستا کریم بوده که قضیه با یه عمل(هرچند سخت و طولانی) و یه تیکه پلاتین که هنوز مهمون ناخونده ی این جرم ناسوتیه و همچنین مقداری درد و لاجرم بی تابی +23 روز خانه نشینی سر و تهش هم اومده و الان دارم با اون یکی دست سالمم و لپ تاپ امانتی تایپ می کنم و گرنه اون ضربه و اون تعریف هایی که از شدت تصادف توسط شاهدان ماجرا برام شده و میشه می تونست پرونده حادثه رو از جرحی به جنایی تبدیل کنه!

از اون شب که نه دو سه شب بعدش که به خودم اومدم و فهمیدم کجام و چی شده همه اش فکرم مشغول اینه که این فرصت دوباره رو خدا چرا بهم داده؟ ذهنم درگیر اینه که بفهمم این لطف بزرگ به من شد تا چی رو بفهمم؟

خوب البته خداییش اینجوری با اینهمه حق الله و حق الناسی که از سنگینی ستون فقرات برام نذاشتن اگر 23 روز پیش کارم تموم می شد الان حداقلش سه چهار تا از برادران زحمتکش بخش عذابهای نوین برزخ(سلام الله علیهم اجمعین) اساسی توی زحمت افتاده بودن و این مدت شب و روز نمی شناختند!!!

توی این مدت که هرشب و بعد از ظهر دوستان و آشنایان همه لطف می کنن و بهم سر می زنن فرصتم برای اینکه در مورد سوالات بالا به یه نتیجه ی قانع کننده (حداقل برای خودم) برسم نشد بویژه اینکه مواقع درد یه قرص ضد علم حضوری! می خوردم و دردکم میشد خواب بر من مستولی.

این روزها هرچند از زندگی پر سر و صدا و پر رفت و آمد من عجالتا خبری نیست اما گاهی اتفاقات جالب و بدیعی برام رخ می ده و باعث تلطیف اساسی فضا میشه/ مثلا جمع دوباره محمد و رضا ومن (چه ترکیب قشنگی!) بعد از مدتها دوباره به مدت 5-6 ساعت دور هم جمع شدیم و کلی(بیش از حد) صحبت کردیم هرچند ناهارشون هم افتاد گردن من اما واقعا چسبید....

و اتفاقات جالب دیگه که سر فرصت میشه تعریف کرد....

بعد التحریر:

-          این ماجرا رو حیفم میاد تعریف نکنم...

یکی از دوستان خانوادگی که خیلی نسبت به من لطف دارند آمده بودند برای عیادت  و خانمش می گفت حاجی از وقتی شنیده خیلی ناراحته و حتی ترسیدیم مشکل قلبش عود کنه/ جواب حاجی که بنده خدا اصلیتشون ایلامی هم هست جالب بود گفت نه بابا من اونقدر ناراحت شدم چون همیشه کتف و لگن رو اشتباه می گیرم این دفعه  هم فکر کردم اینکه می گن کتفت شکسته منظور اینجاته( و با دست به لگنش اشاره کرد)!!!

-          ماشین را که چه عرض کنم،باقیمانده ماشین رو فروختیم دو ونیم!!!

-          یه نکته خنده دار دیگه دوباره میخوام پراید! بخرم!  

نوشته شده در یکشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٩ و ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ توسط : مجـیـد مـنـادی

نظر دیگران() || [بالای صقحه]



نوشته هاي اخير

+ روحانی چگونه رئیس جمهور شد؟/نگاهی به حماسه ملت و تحلیل آراء رئیس جمهور منتخب
+ بارش رحمت الهی؛ نگاه فرصت محور، نگاه تهدیدمحور
+ کارآمدی، محور جدید تمرکز جبهه استکبار
+ آمدم ای شاه پناهم بده ....( السلام علیک یا امام رضا )
+ آیا تعویض استاندار "حالا" به نفع استان است؟
+ ماجرای میلیارد ها تومان سرمایه مردم خوزستان
+ مثل چمران بمیریم ...
+ چه کسی حرف مردم را به گوش رئیس جمهور می رساند؟
+ تا کی "بد و بدتر " کنیم؟
+ آسیب های جدی برای انتخابات مجلس در خوزستان
+ چشممان روشن آقای صالحی...
+ ماه مبارک و نقشه های راه یکساله
+ همت مضاعف. کار مضاعف
+ جشنواره مطبوعات خلیج فارس در اهواز
+ دوستم....
+ چرا مطبوعات استانی از نمایشگاه مطبوعات استقبال نکردند؟
+ یک خیانت دیگر از وهابیها....
+ ما رفتیم حلال کنید...
+ سالگرد پیروزی جمهوریت و اسلامیت بر دیکتاتوری
+ فرصتی که دوباره به من داده شد ...
+ همت مضاعفی که فرمودند، همت مضاعفی که فهمیدیم
+ لنگه کفش ده نمکی در برهوت رسانه ملی
+ یک تشکر یک محمد جواد
+ میزبانی از راهیان نور به سبک جدید


و دیگر هیچ ...

حقوق اين وبلاگ محفوظ است و هرگونه كپي برداري از آن با ذكر منبع بلامانع می باشد.
All Rights Reserved 2007 - 2008 © http://istade.persianblog.ir

Blog Flux Directory

  RSS 2.0